سيف بن محمد سيفى هروى

156

پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )

هژده روز حرب كرد و دانست كه فتحى روى نخواهد نمود . خود بنفسه با تمامت سپاه كه قرب چهل هزار مرد بود [ ند ] چند روز ديگر به تلف غلّه و خرابى بيوتات و قصور روستاقات و قلع اشجار مشغول شد . و چند نوبت خربوست و امراء بزرگ را به در دروازه فرستاد و گفت كه اگر ملك ، خاتون [ و ] پسر بوجاى را با محقر نزلى بيرون فرستد ، به چنين سوگند كه من غلّهء اين ولايت را نسوزم و به زودى از اين ديار بروم . ملك در جواب گفت كه هفت سال مىشود كه غلّهء اين ولايت را ملخ مىخورد ؛ امسال ديگر همان فرض كنيم كه ملخ خورد . القصه يك ماه شاهزاده يسور هرات را محاصره كرد [ 717 ] و تمامت غله را بسوخت و از ضعفا و فقرا قرب هزار تن را به قتل رساند و بعد از يك ماه خايب و خاسر به چشمهء سلوين رفت و از چشمهء سلوين بعد از دو روز متوجّه گرمسير شد . بعد از حركت او به چند روز ، امراء ممالك خراسان مع جيوش به هرات آمدند و ملك غياث الدين با چهار هزار سوار و امراء خراسان متعاقب شاهزاده يسور تا ميدان زرير برفتند و اميرى را از امراء عسكر او - قبرجه نام - با دويست تن ديگر به قتل رساند [ ند ] و مراجعت نمودند . ملك غياث الدين ايشان را مال و اجناس بىحد داد و امراء نيز تكريم و تبجيل هرچه بيشتر مبذول داشتند . 127 . تخلف ملك قطب الدين اسفزار ملك قطب الدين بن ملك ركن الدين - كه ملك خطهء اسفزار بود - پيش از اين دو نوبت با ملك غياث الدين [ 718 ] تخلّف كرد ، و به حضرت پادشاه وقت و امراء خراسان رفت ، و مال بىحد در باخت ، تا باشد كه شهر اسفزار را به تمامى به دو مسلّم دارند . امرا فرمودند كه اسفزار و فراه و سجستان تا حد افغانستان از توابع و مضافات شهر هرات است . مصلحت كار تو در آن است ، كه رجوع به ملك غياث الدين كنى و ما به جهت تو به ملك چيزى نويسيم . چون ملك قطب الدين به هرات آمد ، ملك اسلام او را به عاطفت مخصوص گردانيد و ملكى خطهء اسفزار را برو مقرّر ساخت . چون شاهزاده يسور به هرات آمد ، و به كار خرابى شهر و سوختن غلّه قيام نمود ، و پنج هزار سوار به اسفزار فرستاد ، تا غلّهء اسفزار را نيز بسوزانند . ملك قطب الدين پيش ايشان بيرون آمد ، و گفت كه من بنده و خدمتگار شاهزاده يسورم ، و مال بيحد بدان لشكر داد ، و ايشان را به دلخوشى تمام از اسفزار باز گرداند ، و مكتوبى فرستاد ، نزد شاهزاده يسور ، كه اگر پادشاه من بنده را لشكر دهد ، سكه و خطبه به نام نيك پادشاه گردانم .